|
|
|
|
|
بسم الله
الرحمن الرحيم
مسئله ي آزمايشات الهي و پيوند آن با آخر الزمان. هنگام بررسي آيات قرآن وجستجوي آن ها براي پاسخ به اين سوال " كه انسان چرا خلق شده است ؟يا هدف خلقت انسان چه بوده است؟"به دو پاسخ مبنايي و ريشه يي بر مي خوريم :1- و ما خلقنا جن و الانس الا ليعبدون 2- .....ليبلوكم ايكم احسن عملا . 1- عبادت ذات اقدس الهي 2- آزمايش انسان ها كه كدام داراي عمل بهتري هستند؟ در مورد مسئله ي اول در شماره هاي قبل به شدت بحث شد كه خلاصه يي از آن در ذيل اشاره مي شود:
برچسبها: امام زمان, مهدويت, آخرالزمان, مهدي ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 2:32 توسط مصطفی حکیمی پارسا
|
|
||
|
|
|
|
|
تقليد: 1- مقلد يكي از مراجع بودم پس از وفات او چه وظيفه اي دارم؟ بايد به مرجع زنده رجوع كنيد و طبق فتواي او مقلد مرجع مرده باشيد يا خير. وضو: 1- آيا شستن سه بار صورت و دست وضو را باطل مي كند؟ پاسخ:اين كار به قصد وضو حرام است،ولي وضو را باطل نمي كند ولي اگر دست چپ سه بار شسته شود مسح اشكال پيدا كرده و وضو باطل مي شود. 2- مداد چشم و ريميل هنگام وضو چه حكمي دارد؟ پاسخ:براي وضو ريميل و مداد بيرون چشم اگر جرم داشته باشدبايد برطرف شود ولي مقداري كه داخل چشم است برطرف كردن آن لازم نيست 3- آيا رنگ خودكار مانع از صحت وضواست؟ پاسخ همه مراجع:اگر جرم داشته باشد بلي-آيه الله مكارم:جوهر خودكار جرم ندارد. 4- آيا ماليدن كرم به دست يا ژل به مو مانع وضو مي شود؟ پاسخ:اگر به حدي باشد كه مانع رسيدن آب نباشد اشكال ندارد 5- حكم كسي كه شك دارد وضو گرفته يا خير و يا كسي كه شك دارد وضويش باطل شده يا خير چيست؟ پاسخ:مورد اول بايد وضو بگيرد ومورد دوم نيازي به وضو گرفتن نيست جنابت: 1- اگر در خواب مايعي از انسان خارج شودكه نمي داند مني است يا خير حكمش چيست؟ اگر نشانه هاي مني را داشته باشد غسل واجب مي شود ولي در صورت شك غسل واجب نيست. 2- صبح بعد از بيداري متوجه مي شوم كه محتلم شده ام در حالي كه اصلا هيچ گونه لذتي در خود احساس نكرده ام آيا غسل واجب است؟ اگر نشانه هاي مني يا يكي از آنهارا نداشته باشد و يا در آنها شك كند غسل واجب نمي شودمگر از راه ديگري يقين كند كه مني است.آيه الله صافي:اگر هيچ يك از نشانه هاي مني را نداشته باشد ....... استمنا(خود ارضايي) 1- برخي از روانشناسان استمنارا در شرايطي كه امكان حفظ تعادل روحي سالم وجود ندارد توصيه مي كنند نظر مراجع چيست؟ استمنا در هر شرايطي حرام است مگر در جايي كه براي معالجه و درمان بوده و درمان منحصرا به استمنا باشد 2- كسي كه شرايط استمنا برايش فراهم نيست و از نظر غريظه جنسي در سختي به سر مي برد آيا مي تواند استمنا كند؟ خير استمنا در هيچ شرايطي جايز نيست 3- آبي كه هنگام خواندن مطالب مهيج و يا ديدن تصاوير محرك از انسان خارج مي شود چه حكمي دارد؟ اگر يقين كند كه مني است يا نشانه هاي مني را داردغسل واجب مي شود در صورت شك آن رطوبت پاك است و غسل لازم نيست . نماز: 1- نماز خواندن با مانتو و روسري چه حكمي دارد؟ اگر مقدار واجب (تمامي بدن به جز صورت (آنجايي كه براي وضو مي شويد بنا بر احتياط كمي بيشتر از آن)و دست ها و پا ها تا مچ و بنا بر احتياط اندكي پايين تر)پوشيده شود اشكال ندارد البته نماز با چادر بهتر است 2- اگر خانمي دربين نماز متوجه شود كه مقداري از مو هايش بيرون زده تكليفش چيست؟ پاسخ:بايد آن را بلا فاصله بپوشاند به شرط آنكه پوشاندن زياد ظول نكشد نمازش صحيح است.اگر بعد از نماز بفهمد نمازش صحيح است.آيه الله وحيدو آيه الله بهجت:بلافاصله بپوشاند و نماز را ادامه دهد.بعد از اتمام دوباره نماز را اعاده كند.اگر بعد از نماز فهميد اشكال ندارد.آيه الله تبريزي:اگر بين نماز بفهمد نمازش باطل است.ولي اگر بعدا بفهمد خير
برچسبها: احكام, احكام دانشجويي, دانشجويي |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 1:51 توسط مصطفی حکیمی پارسا
|
|
||
|
|
|
|
|
سخن اول: مي سوزم ،آرام مي گيرم،.....آرام مي گيرم مي سوزم.....،من تمام انسان ها هستم،تمام انسان ها من هستند،جگري كه از من سوخته مي شود قلب تپنده زمين است كه مي سوزد ،انگار آب تمام اقيانوس ها خشك شده است ،خشك ِ خشك،كه اين قلب كما كان مي سوزد ،كه مي سوزد، اين قرآن مجيد نيست كه اهريمنان در افغانستان سوزاندنش ،اين شعله ،شعله كتاب ملكوتي هدايت نيست، كه نمايان شده ، اين شعله ،شعله حماقت خفاشاني است، كه نور هدايت را طاقت نتوانند، بگذار وحشيانه بتازند،ولي بدانند نهايت خورشيد از پشت ابر بيرون خواهد آمد ،آن روز ما مي تازيم ، زير سم اسب هاي هدايت شمارا سرگين كوب كنيم .ننگ بر شما ،نفرين بر تفكر احمقانه ي شما، و حضور نهستان بر هستي.وحشيانه بتازيد ليك بدانيد قرآن به مثابه ي شيشه ي عطري است كه اگر سر آن را بزنيد ،بويش نشانش، و اثرش در دنيا آن چنان فرا گير خواهد شد كه لوس ريه هاي شما آن را بر نتابد و ملتهب گونه خون فشان گردد.بتازيد ما نيز خواهيم تاخت. قرآن كلمه هدايتي است كه از الله براي عروج ما نازل شده از فرش به عرش مي رويم ،قرآن را مي خوانيم ،فرا مي گيريم ،آنچنان كه با پوست و گوشت و استخانمان بياميزد،آنگاه انديشه مان گفتارمان ،و كردارمان و وجودمان ،قرآن شود. آيات قرآن را فرياد مي زنيم و حكومت الله را در زمين اقامه مي كنيم.باشد كه شما در جهلتان بسوزيد. تسليت باد قرآن سوزي دژخيمان آتش در افغانستان و مرگ بر آمريكا ي جنايت
كار والسلام.
برچسبها: قرآن سوزي, افغانستان, قرآن |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 1:25 توسط مصطفی حکیمی پارسا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 22:27 توسط مصطفی حکیمی پارسا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 22:15 توسط مصطفی حکیمی پارسا
|
|
||
|
|
|
|
|
انقلاب ما ، بیداری اسلامی و وظایف منتظران بسم الله الرحمن الرحیم و نرید ان نمن علی الذین الستضعفو فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم وارثین صدای ناله ای از پستوی زمانه ای بس دور به گوش می رسد . خورشید سالهاست که در پشت ابر پنهان گشته و دیدگان را خمار از رویت خویش باقی گذاشته. تاریکی نشات گرفته از غیبت خورشید وخماری چشمان ِ هنوز خورشید ندیده .خفاشان شوم را جرآت کیاست و ریاست داده. خفاشان از بالا به پایین اویزان شده اند و فقط و فقط توانستند از گوش هایشان ببینند. جغد ها هو هو کنان فرصت را غنیمت شمرده و سکوت را در سراسر هستی فریاد زدند.
برچسبها: بیداری اسلامی, وظایف منتظران, مهدویت, انقلاب اسلامی, ظهور ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 10:55 توسط مصطفی حکیمی پارسا
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم به مناسبت عيد سعيد غدير: در اين نوشتار قصد آن داريم كه به مناسبت عيد سعيد غدير گذري كوتاه بر حادثه ي غدير داشته با شيم و زواياي تار اين حادثه ي مهم تاريخي را با هم بررسي كنيم – توصيه من اين است كه گرچه كليات موضوع غدير را همه ميدانيم ولي خواندن متن زير را توصيه ميكنم چون اين متن داراي جزئيات ريزي است كه دانستن آنها ما را از فوج شبهات رها مي كند :
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 21:36 توسط مصطفی حکیمی پارسا
|
|
||
|
|
|
|
|
آرزوهاي سپيد امروز قصه سفر را از آغاز دوره كردم، از آغاز تا پايان فقط يك خط سرخ بود، به سرخى خون تو كه در ميان خاطراتم خطى داغ از خود به جا گذاشته است. اما توى اين خط داغ، يك دنيا صحبت عاشقانه است كه نمى توانم به زيبايى آن چه كه هست تفسير كنم كه يك كهكشان آرزوهاى سپيد در كالبد دارد. اگر تو شكافى در آن به وجود بياورى يك آسمان شكوفه خواهى ديد و بعد يك دريا احساس از آن تو خواهد بود؛ مثل يك گنج هفت كليد است كه هر كليد نام تو و ياد توست. اى عزيز! سالهاست تو را مى شناسم؛ نمى دانم صداى لطيف تو را كى شنيدم كه اين چنين عاشق زارت شدم، مانده ام اگر تو را با چشم ببينم با عشقت چه خواهم كرد. آن وقت كه مرگ گل و مرگ برگ اتفاق مى افتد و هيكل نازنين تمام ياس هاى عالم شاپرك وار مى فرسايند آن وقت كه بيدها بوى اشك پرنده را به خود مى گيرند مى خواهيم كه بيايى، تمام دنيا با يك كهكشان احساس به تو خواهند گفت كه بيايى تا اميدشان به ياس دچار نشود. نگذار تا احساس هاى زشت، عشق تو را از من بربايند كه نااميدى امانم را ببرد. منتظرم تا دست تو تمام دردهايم را از جسم و روحم بزدايد. منتظر لطيف ترين حرمت الهى خواهم بود، منتظر سپيدترين دست بشر، طولانى ترين آرزو و خوشبوترين نسيم الهى. آمدم، در زدم در را باز كردى اما چرا به اين زودى رانديم؟ چرا جسمم دست نوازشگر تو را حس نكرده؟ چرا تا به حال يك قطره در انتظارت ذوب نشدم؟ مى دانم كه ابليس وجودم با بى شرمى دلم را از آن خود كرد و برايم چيزى نماند جز كبر و آن هم رهايم كرد، حال هيچم؛ بدون تو و بدون عشق تو. آن روز كه عشق را قسمت مى كردى نبودم، اما از راهى دور، دستانم دراز بود؛ آسمان نمى باريد اما زمين تر بود. از زمان اولين گريه ام تا به حال عشق تو را در من تزريق كردند؛ اما حال شك، تكه تكه عشقت را از قلبم مى ربايد. صدايت مى زنم، بشنو، فرياد مى زنم با جانم، دلم با گلويم هم آوا مى شود كه اى منجى! اى سوار سبز پوش جلگه هميشه سبز، كاش تو مى ماندى! آن روز كه از كنارم گذشتى از خاطر نمى برم كه نسيم، بوى خوش پاكى ات را سالهاست كه برايم هديه مى آورد. دلم مى خواهد با اشك نامه اى به پنهانى تمام رازهاى عالم بنويسم، بعد دستى گرم از جنس لطيف تو هويدايش كند كه نامه از آن من است، كه من عاشق ترينم. آه اگر مى دانستى كه چقدر به عشقى چون تو مى بالم يا صاحب الزمان |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 16:17 توسط مصطفی حکیمی پارسا
|
|
||
|
|
|
|
|
آدينه كه مي شود بارالها! چگونه باور كنم نبودنش را وقتي كه محبت دستي نوازشگر در تار و پود وجودم ريشه مي دواند چگونه باور كنم سكوت درياي چشمهايم را وقتي كه قايق مهربانيش بي ناخدا در اوج آسمانها به پيش مي رود. آدينه كه مي شود قاصدكهاي دلم را روانه آستان دوست مي كنم تا پيام آور حضور صدفي باشد كه يازده مروايد سبز را با خود به همراه دارد. وقتي كسي نيست كه درد آشنايم باشد فرشته اي پيدا مي شود تا در خلوت شبهاي تار تسلي بخش خاطرم باشد. هنوز ستاره اي بي نورم كه در انتظار شعاعي از خورشيد لحظه شماري مي كنم. كويري در انتظار آبم و حتي درياي اشكهايم كويرتف زده وجودم را سيراب نمي كند. از ستارگان آسمان سراغ مي گيرم و چون پرنده اي عاشق گمگشته ام را درميان فرشتگان آسمان مي جويم. با من بگو چگونه از رويش ياس ها بگويم ، وقتي كه نرگسي هاي چشمم در انتظار آمدنت سوسو مي زنند. هر شب با ياد تو به خواب مي روم و صبح در انتظار ... مي دانم كه مي آيي و غبار غم و اندوه هزاران ساله را از قلبهاي خسته مان مي زدايي و اشكهاي زلالمان را از گونه هايمان برمي چيني. مي آيي و ضريح گمشده ياسي كبود را نشانمان ميدهي و مسيح مريم را با خويش همراه مي سازي . مي آيي و صندوقچه موسي را برايمان مي گشايي و آنگاه در كنار كعبه عشاق سر بر آستان بندگي خدايي مي سايي كه آمدنت را به منتظران و مستضعفان جهان وعده داده بود. مي آيي و در فراسوي نگاه منتظرمان، قلبهاي كوچك و اميدوارمان را به هم پيوند ميدهي و آن روز، روز شادي چشمهاي منتظري است كه عاشقانه مي گريند و به سويت بال و پر مي گشايند |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 16:15 توسط مصطفی حکیمی پارسا
|
|
||
|
|
|
|
|
جدای از شوخی رعایت حجاب تو جامعه هم به نفع جامعه هست هم به نفع خود شخص رعایت کننده ببین اگه بخوایم از دید حقوق اجتماعی نگاه کیم باز نافرم اومدن و با آرایش اونچنانی اومدن تو خیابون قابل توجیح نیست. تمام زن ها که زیبا نیستن؟زشت هم لاشون پیدا میشه به مقدار زیاد.فرض کنیم یکی از این زشت ها خانم من . که اتفاقا خونه دار هم هست .وقتی من برم توی جامعه و یه خانمی تمام زیبایی های درونی –بیرونیش رو ریخته باشه بیرون با آرایش هم دو چندان کرده باشدشون.خوب طبعا توجه من به خانمم کم میشه و میره پیش یکی دیگه.و به دنبالش پایه های خونوادم سست میشه چون یه زن احتیاج اساسی داره به توجه.وقتی من شوهر بش کم توجهی یا بی توجهی میکنم یه کم تحمل میکنه بعد میره سراغ کسی که بش توجه کنه.حالا مشروع یا نا مشروع.حالا یه سوال از این حقوق زندگی تو جامعه یه چیزی هم نصیب خانم من میشه یانه؟ آیا اون حق داره زندگیش رو دوست داشته باشه یانه؟آیا توجه شوهرش به اون جزو حقوق اساسیش هست یا خیر؟و آیا اون کسی که باعث شده توجه شوهرش بش کم بشه به حق اون خانم تجاوز کرده یاخیر ؟آیا متجاوز و برهم زننده ی نظام یه خانواده که اساسی ترین رکن جامعه هست بزرگترین مجرم اجتماعی هست یا خیر؟ اینا یه سری سوالاتی هست که هر روز باید مرور بشه تا یه پاسخ اساسی براش پیدا شه.خوب طبیعتا وظیفه پلیس برخورد با متجاوز به حقوق دیگران هست .حالا نوع این بر خورد رو باید مهندسین اجتماعی ما تعیین کنن.که چه جوری باشه .از طرفی با لباس بد اومدن تو جامعه به ضرر خود فرد هم هست چون تو جامعه کنونی بیشترین تجاوز جنسی به این قشر میشه.شما تا حالا تو کودوم خبر خوندید که فلان خانوم که با حجاب کامل اومده بود تو خیابون رو گرفتن و....... .خوب یه کاری (بی حجابی) داره تو جامعه انجام میشه که هم به ضرر جامعه هست چون باعث برهم پاشیده شدن بنیادش که خانواده هست مییشه هم به ضرر دسته ی کثیری از خانم ها میشه دسته ی خانم های زشت . هم به ضرر من مرد میشه چون فکرم به جای اینکه بره توی تجارت و شغل و خونوادم دگیر یه سری چیزای دیگه از یه طرف و درگیری های خونوادگی از یه طرف میشه.هم به ضرر خود طرف میشه .امنیت اجتماعی نداره بش تجاوز میشه نگاه های آلوده میره سمتش.هم جامعه مون رو که باید یره سمت کمال و خدا از تو مسیر اصلیش جابه جا میکنه (برید سرگذشت کشور آندلس رو بخونید که چه جور بی حجابی توش باعث شد دین رسمی از اسلام به مسیحیت تغیر کنه)توجامعه ی فعلی ایران داره انجام میشه و بلاخره یکی از نهاد های دولتی این خاصیت رو از خودش نشون داده که می خواد جلو گیری کنه.جدای از نحوه ی این جلوگیری این قد چوب لا چرخش نکنیم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 15:32 توسط مصطفی حکیمی پارسا
|
|
||